تبليغاتX
رفتن رسم غریبی ایست و ماندن تکرار عادت!

 


موج زخود رفته ای تيز خراميد و گفت: « هستم اگر ميروم ... گر نروم نيستم ...؟

حالا از تمامى قصه ،

تنها قاب عكسى مانده ست،

كه شباهتى عجيب

به دخترى از تبار ترانه دارد ، 

حالا باران كه مى آيد ،

خاک اين دختر خالى ،

هنوز بوى عشق

عود و عسل مى دهد ،

حالا مدام از پى نشانى تو ،

فنجان هاى قهوه را

دوره مى كنم ،

مدام اين چشم بى قرار را ،

با بغض و بهانه ى باران

آشنا مى كنم ،

مدام اين دل درمانده را ، 

با باور برودت عشق ،

آشتى مى دهم ،

بايد اين ساده بداند ،

بانوى برفى بيدارى ها ،

ديگر به خانه ى خواب!

و خاطره باز نخواهد گشت ...

رسم غــریبی است عــادت رفتن! ....

بـاز باران می بارد و من قصــد رفـتن دارم ، دلم نـمیخواهد خـانـه ی بـغض بـارانم را ویـران کنم امــا می روم ! ؛ چون تنـها جایی کـه من احــســاس آرامش می کردم ، آسمان خسته و بارانی بـغض بــارانم بـود ، اما هـوای اینجا بوی مـه آلود ابـهام گرفته و آسایشم توسط غریبگانی که نمی دانـم کیستند سلب شده است .. به عنوان یـــادگار آخرین پستم را میزارم و از اینجا می روم تـا شـاید آرامش از دست رفته ی دل ، جایی ديـگـر بـدست آیــد بقول یکی از دوستان : چـه معنایی دارد که مــا بنویسیم و دیـگـــران بخوانند ؛ حرف های دل  این بــــغض کهنه ی بــاران زده را توی دل دفـتـــر میزارم که فقط برای خودم باقی بمونه ...

دوستانی که لینک هستند ، لینکشون پـاک نمیشه و جایگاهشون نه تنها در وبلاگ بـغض باران بلکه در دل بارانی ِ یگانه برای همیشه محفوظ خواهد مــانـــد!

شــاید دوبـاره برگشتم ، چون اینجا خانه ی امید من است امـــا اکنــون زمستانی ایست سرد و سرشار از وحشت!  و من از این زمســـتان ها  دلم میگیرد پس می روم ... نمی گویم خــداحافظ ؛ به امیــد دیـدار!

آسمان دلتان آفتــابی و روحتان خالی از بـغض بــاد...

یــگانه!  

 

Goodbye

I'm going to leave here
but there are no eyes after me
I decide to go to a way
there are no hands beside me
I will go but I would not have my memories
even not a photoghragh
I got to go , there is no voice
not even a goodbye
I'll go some where
which there are some fresh air for me
and a glass of cold water
I'll go to the land which have
some messages from friends on its trees
I'll go lonely ,its hard and its beautiful
but I will go and I have to go
to that holy lands that I would have a friend
who have such breath that would smell like flowers

+ نوشته شده در سه شنبه 18 دی1386ساعت توسط ®¨°° یـگـانـه °°¨® |